|
دیگر در این وبلاگ مطلب ِ جدیدی درج نمی شود ، چون من به یه وبلاگ ِ دیگه مهاجرت کردم ، که اسمش هست : www.AhwazPayam.blogfa.com
همین الان که دارم این جمله ها رو می نویسم ... بعد از ۶ ماه این وبلاگ از فیلترینگ در اومده و باز شده . آخرین بار (اسفند ۱۳۸۷) بازدید روزانه ی این وبلاگ به 8۰۰ نفر رسیده بود . اما الان خیلی کمتر شده . به امید خدا . . .
متاسفانه این وبلاگ بیگناه ما رو الکی الکی بستن و انگار دیگه هم باز نمی کنن . مجبورم از این وبلاگ برم به اون یکی وبلاگم : www.AhwazPayam.blogfa.com
فــــیـلتــرررررررررررر آخـــــــــــــــه چرا فیلترررررررر ،
کتاب آموزش زبان HTML رو که خودم مؤلفش هستم ، اینجا واسه دانلود گذاشتم . این کتاب طوری نوشته شده که برای هر فردی در هر سنی قابل درک هستش . دقت کنید که این آموزش نامه برای کسانی که می خوان با وبلاگنویسی آشنا بشن ، خیلی مفید هستش . دانلود کنید و تفاوت را ببینید . . . آموزش جز به جز زبان برنامه نویسی طراحی صفحات وب
بعضی از آوازها و یا آهنگ های بی کلام ، آدم رو به ناکجا آباد می برن ، یعنی واقعاً دیوونه کننده هستن، آدم با گوش دادن ِ اون آهنگ می میره و زنده می شه ، حالا اگه اون آدم عاشق باشه که دیگه ه ه ه ه ه ه البته به خودِ اون آدم هم ربط داره ، چون اگه آدم ماست باشه ، اشکی هم در کار نیست . لیلای من ، دریای من ، آسوده در رؤیای من این لحظه در هوای تو گمشده در صدای تو من عاشقم ، مجنونِ تو گمگشته در بارونِ تو
امروز برای نیما دوست ِ با حالم ، یه وبلاگ زدم ، که اسمش شد : www.NimaAhwazi.blogfa.com از بچه های خیابون 21 کیان آباد هستش .
دوستان ، دزدان وقت هستند .
شعر زیر که یادم رفته کدوم شاعر اونو سروده و خیلی هم زیبا هستش رو کارگردان ِ تأترمون واسه تمرین بیان ، قبل از شروع ِ کار توصیه می کنه ، که باید همه ی بازیگرا با صدای بلند و با ریتم ، با همدیگه و یک صدا بخونن : چه شود به چهره ی زرد ِ من نظری برای خدا کنی که اگر کنی ، همه دردِ من به یکی نظاره دوا کنی تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین همه ی غمم ، بُـود از همین که خدا نکرده خطا کنی
فکر ِ خسته ام خاطرخوات نمی شد کاش ماهیِ دریای چشمات نمی شد کاش وقتی می گفتی: دلِ من عاشقِ حرفات نمی شد کاش
1. انتظار برای کسی که امکان ِ بازگشتش خیلی کمـه . 2. عشق به گذشته هایی که حالا دیگه هیچ اثری از اونا نیست . مرگِ من در زمان چه بد. . .! چه سخت . . .! چه زرد . . .! چه سرد . . .! چه من بد غرق گشتم در اعماقِ دریا در دریایی از گذشته ی پر زِ غوغا من چه سخت ، غرق گشته ام بر دریای گذشته حال و آینده را بینم با گذشته گناهم چه بوده که گذشته ، در گذشته بودنم را چـِش نکردم ؟ حـــال . . . حالا که در حالم چه حالی و چه احوالی ؟ حالِ من منتظر است منتظرِ گذشته است غافل از اینکه گذشته بی وفایی کرد و گذشت اما حال ، حالِ قلبم را بر دلیلِ عقلانیت ، بر گذشتِ روزها و شب ها و هفته ها و ماه ها و تابستان و خزان قانع کنم ؟ که دگر رفت که رفـــت ؟ پس این همه فیلم ها و عکس های ثبتِ در لوحِ درخشان بر چه است ؟ یادِ آن روزهای گذشته کنیم که گویی در آن بودیم و حال نیست ، که باشیم ؟ ای روزگارِ تند و آتشین بر ما گذر چه آتشین بر ما گذشتی و نفهمیدیم حالمان را کی گذشتی ، نامش را "تاریخ ِ درگذشت" بر سنگ قبرها هک بر می زنیم لرزششششششششششششششششششش لرززززززززززززززززززززززززززززززز ده ها فریادِ بی صدا و پی درپی مجلس عزای انفرادی به تنگ آمدن از موجودیت این است ، نهایتِ تَشَنـُج و درد کوبیدن های پی در پی برصورت و سر آه . . . از این افکارِ واهی خورنده ی روح و باعثِ عمر بر تباهی . " دوباره فیلمِ تورو می دیدم دیشب دیدمو دونه دونه می ریختم دیشب مثل هرشب توی این اتاقِ خالی دیگه من فیلمِ تورو نمی خوام امشب فکر خسته ام خاطرخوات نمی شد کاش ماهیِ دریای چشمات نمی شد کاش وقتی که می گفتی: موندن با تو خوبه دلِ من عاشقِ حرفات نمی شد کاش تو همونی که منو ازم گرفتی توی زندگی ِ من پیدات نمی شد کاش " دی 1387 ( وقتی این عکس رو ذخیره کنید ، 10 برابر بزرگتر می شود )
در مورد ِ یکی از عشق هایی که در زن ها ممکنه در طول ِ زندگی شون بوجود بیاد ، شعر ِ زیر رو گذاشتم ، که شاید خیلی از شما ها ، قادر به درک ِ اون نباشید . . . عشـــق ِآن زن چه زیباست ! چه زیباست عشقِ یک زن چه زیباست عشقِ پنهانِ یک زن چه زیباست عشقِ یک زن در سینه اش پنهان نهفته بر آزاده و جذابیِ آن پســـر تنها نشسته و در عینِ حال چه زندانِ سختیست بر زنِ بی راه و چاره چه سوزناک می وزد افکارِ زن در دامانِ پُر وسعتِ باد نزدیکی اش بر روحِ پسر را حس می کند همواره در یاد او را همچون برادر می بیند همیشه تا بی وفایی بر شوهرش را در نسازد همچو پیشه او را با شوهرش هیچ اشتراک نیست سراپا وجودش را با جوان آمیخته بیند اما بی وفایی را بلد نیست شاید فقط قابِ پسر ، احساسِ او را تحریک کشان است قابِ آن پسر بوده در دورانِ گذشته ، رؤیای زن ، بر مردِ رؤیا . . . شاید . . . شاید. . . چه دلرُبا و جذاب پسر را ، بیند همچو نیمه ی گمگشته اش در باد و امواج . عشـــــــق همیشه برپاست مهم ، تحقق یافتنِ آن است ، که گر نیابد چه بلاها که نیاید بر سرِ روح و جسم و قلبِ ما تحققِ عشق یعنی ابرازِ آن با شجاعت . 7/11/1387 بامداد 02:30
دیشب شبکه ی Tapesh مراسم شصت و ششمین Golden Globe رو بصورت زنده گزارش کرد که واقعا ً که من یکی به نوبه ی خودم از آقای امیرقاسمی تشکر فراوان می کنم به خاطر ِ این کار ِ بزرگشون و امید وارم که این کار رو ادامه بدن .
وااااااااااااااااااااااااااااااااای اون قسمت که از بین نامزدای بهترین بازیگر زن (آن هَد اِوی و اَنجلینا و کیت وینسلت ) اسم ِ کیت وینسلت رو خوند و رفت روی سِن و کیت مُخش هنگ کرده بود ، من داشتم دیــــوونه می شدم . ولی واقعاً اعصابم خراب شد که Brad Pitt جایزه نگرفت .
ترفند های لازم برای استفاده در هر شبکه ای کتاب تقریباً کامل "مدارهای الکتریکی" یا "تحلیل مدارها" مفاهیم شبکه در فناوری اطلاعات برای بچه هایIT و یا ICT
این مجری و بازیگر که از محبوبیت زیادی در میان جوانان ایرانی برخوردار است، به دلیل اختلاف با مسئولان «صدای آمریکا» از همکاری با این تلویزیون استعفا داد شباهنگ بدون لونا شاد! «لونا شاد» مجری بخش فارسی تلویزیون «صدای آمریکا»، به دلیل آنچه مدیریت غلط و اعمال تبعیض میان همکاران می داند، از کار خود در V.O.A استعفا داد. شاد که به دلیل چهره خاص و مدل لباس هایش در میان مخاطبان تلویزیون صدای آمریکا از محبوبیت زیادی برخوردار است، با قطع همکاری و عدم حضور در استودیو، نارضایتی خود را از مسئولان این رسانه اعلام کرد. گرچه در سایت V.O.A از شاد به عنوان تهیه کننده و سردبیر بخش جوانانه «شباهنگ» صدای آمریکا یاد شده، اما شایعات حاکی از سکانداری «بهروز صور اسرافیل» (چهره جنجالی شبکه های ماهواره ای لس آنجلس) در این برنامه است. لونا شاد با نام حقیقی «مهنور شادزی»، متولد ۱۹۷۲ در شهر اصفهان، از سال ها پیش ایران را ترک کرده و پس از تحصیل در اروپا، در ۲۸ سالگی به بازیگری در تئاتر روی آورد. او سپس به عنوان مجری و برنامهساز به شبکه تلویزیونی بخش فارسی صدای آمریکا پیوست و در تهیه برنامههای مختلفی از جمله مجله هفتگی «فصل دیگر» مشارکت داشت. شاد از چندی پیش به عنوان مجری برنامه شباهنگ، هر شب در صدای آمریکا دیده می شد. این مجری مورد توجه با بازی در دو فیلم اخیر «محسن مخملباف» («فریاد مورچهها» و «صندلی») نام خود را به عنوان بازیگر سینمایی هم ثبت کرد. او از چندی پیش با «آرش سبحانی» لیدر و خواننده گروه «کیوسک» زندگی می کند. گزارش های تکمیلی در این زمینه، در روزهای آینده در «خبرنگاران صلح» منتشر خواهد شد.
|
About![]()
حقیقت انسان به آنچه اظهار می کند نیست ، بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن عاجز است ، پس اگر خواستی او را بشناسی نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش کن . Archivesشهریور 1388اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 Links
فیلم و سینما
فیلم سازی |